دلم به تار مویی بند بود
شانه اش کردم....
بیانیة شماره ۲ انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران پیرامون تکرار اتّفاقات تلخ روز شانزدهم آذرماه ۳۲ در پنجاهوششمین سالگرد آن
بسم الله الرّحمن الرّحیم
الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظّلم
دانشگاه تهران شانزدهم و هفدهم آذرماه شاهد صحنههایی بود که در تاریخ معاصر ایران به عنوان لکههای سیاهی کنار ۱۶ آذر ۱۳۳۲، ۱۸ تیر ۱۳۷۸ و ۲۵ خرداد ۸۸ خواهد ماند
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران ضمن اعلام وفاداری کامل خود به آرمانهای برآمده از انقلاب اسلامی، خواست ملت ایران و امام راحل به عنوان حامل خواستههای مردم، که در سه شعار آزادی، استقلال و جمهوری اسلامی متجلی گشت لازم میدارد نکاتی را جهت استحضار دانشجویان عرض کند
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران به عنوان قدیمیترین نهاد مدنی-دانشجویی ایران همواره بر حق اعتراضات مدنی و مسالمت آمیز دانشجویان پایفشرده و آن را برآمده از شعار «آزادیخواهی» ملت ایران در انقلاب ۵۷ میداند و مدتها است مشی خود در این راه را عمل به آیه شریفه (إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنتُمْ تُوعَدُون (بىتردید کسانى که گفتند: پروردگار ما خداست؛ سپس [در میدان عمل بر این حقیقت] استقامت ورزیدند، فرشتگان بر آنان نازل میشوند [و میگویند] مترسید و اندوهگین نباشید و شما را به بهشتى که وعده میدادند، بشارت باد.) (سوره فصلت، آیه ۳۰) قرار داده و لذا در راه آرمانهای اسلام و انقلاب و ایستادگی در برابر انحرافات -آن هم به نام اسلام و انقلاب- هیچ هراسی به خود راه نخواهد داد.
از سویی امروز بر همگان و از جمله مسئولین دانشگاهی ثابت شده است که تجمعات دانشجویی اخیر و به خصوص تجمعات ۱۶ و ۱۷ آذر تجمعاتی خودجوش بوده و انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی نقشی در هدایت و یا سازماندهی آن نداشته است. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی به عنوان نهادی منتقد، مستقل و با سابقهای روشن، همچنان بنا دارد از تمام ظرفیتهای قانونی موجود جهت بیان اعتراضات دانشجوبان استفاده کند و از این رو خود را در کنار دانشجویان و نه رهبر و یا هدایتگر آنها میداند و اساسا جریانات اینچنینی را جریاناتی خودجوش، اجتماعی، مدنی و بیسر میشناسد و ادامه حیات آن را نیز وابسته به همین خودجوش بودن و دانشجویی بودن آن میداند
۱-
حملات و درگیریها و نوع سلاحهای سرد استفاده شده و حتی الفاظ به کار گرفته شده در تجمعات دو روز گذشته در دانشگاه، در تجمعات سابق دانشگاه تهران به هیچ عنوان مسبوق به سابقه نبوده و حضور و ورود بیسابقه نیروهای پادگانی از بیرون از دانشگاه به عنوان عامل اصلی خشونت، درگیری فیزیکی، استفاده از گاز فلفل، گاز اشکآور و باتوم الکتریکی شناخته میشود. بر خلاف برخی دوستان که به صورت واکنشی در دام تهمتزنی و اتهام افکنی افتادهاند ما معتقدیم که استفاده از سلاحهای اینچنین و پرتاب گاز اشکآور کار هیچ دانشجویی نیست و برادرانه از همه دانشجویان از هر طیف و گروه و تشکلی درخواست میکنیم بر محور کوتاه کردن دست نیروهای امنیتی و غیردانشجو از دانشگاه متحد شوند و از یاد نبرند که چنین حوادثی دانشجویی» نیست. در این زمینه انجمن اسلامی دانشگاه تهران ضمن تاکید دوباره بر بیکفایتی مسئولین دانشگاه تهران و شخص رئیس دانشگاه در حفظ امنیت دانشجویان چند نکته را عرض مینماید
الف) انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران طی چند روز گذشته به صورت مکرر از مسئولین دانشگاه تهران تقاضای صدور مجوز برای برگزاری برنامهای رسمی و قانونی نمود تا ذیل چنین برنامهای دانشگاه متعهد به حفظ امنیت و آرامش دانشجوبان منتقد گشته و فضا برای طرح اعتراضات دانشجویان در فضای منطقی و آرام فراهم آید. فلذا درخواست برنامه ویژه ۱۶ آذر را با سخنرانی سید محمد خاتمی در روز ۱۷ آذر در تالار شهید چمران تسلیم مسئولین نمود و با پاسخ نه مسئولین روبرو گشت و در ادامه تقاضای برنامهی دیگری ارائه داده است که هنوز پاسخی رسمی دریافت ننموده است. متاسفانه از سویی خودداری مدیریت دانشگاه تهران از صدور مجوز برای چنین برنامهای سبب شد تا صفآرایی به صحن دانشگاه کشیده شود. و از سوی دیگر بیکفایتی مسئولین دانشگاه در جلوگیری از ورود لباسشخصیها و خشونت طلبها به دانشگاه سبب بروز درگیری در صحن دانشگاه شد
مدیریت دانشگاه تهران امروز باید علاوه بر پاسخگویی به دانشجویان در برابر ادعاهای سردار فضلی در مورد دستور ریاست دانشگاه در ورود به کوی در ۲۵ خرداد، پاسخگوی عدم توانمندی خود در تامین امنیت دانشجویان و عاملیت خود در ایجاد درگیری در دانشگاه باشد
همچنین تعداد زیادی از دانشجویان دانشگاه تهران ظرف دو هفته گذشته منتهی به ۱۶ آذر به دادگاه انقلاب یا کمیتههای انضباطی احضار شدهاند و تعداد قابل توجهی نیز بازداشت شدهاند و در این دو روز سیاه نیز علاوه بر ضرب و شتم دانشجویان در داخل دانشگاه، بسیاری از دانشجویان نیز در هنگام خروج از دانشگاه دستگیر و به مکانهای نامعلومی برده شدهاند
مسئولین دانشگاه تهران و شخص آقای دکتر فرهاد رهبر، رئیس دانشگاه، باید در جلسهای رسمی و عمومی در جمع دانشجویان حضور یابند و توضیح دهند چرا با وجود اینکه توانایی حفظ امنیت دانشگاه را از هجوم نیروهای امنیتی و لباس شخصی ندارند، همچنان بر حفظ این کرسی بیارزش قدرت دنیوی پافشاری میکنند. گویا ایشان فراموش کردهاند که در تحصن دانشگاه تهران مورخه ۳۰/۴/۸۸ و در میان فریادهای «استعفا، استعفای» دانشجویان زخم دیده با دانشجویان عهد بستند تا مدافع حقوق دانشجویان باشند
ب)استفاده از سلاحهای سرد در صحن دانشگاه و علیه دانشجویان بیدفاع جنایتی دردناک است و لازم است مسئولین دانشگاه تهران عاملان و حاملان چنین سلاح ها و خشونتهایی را به سرعت به دانشجویان معرفی کنند تا معلوم شود چه کسانی با چه اهدافی اقدام به چنین اعمالی نمودند؟ چگونه غیر دانشجوها با این همه سلاح به صحن دانشگاه راه یافتند؟ باید برای دانشجویان مشخص شود که چه کسانی و با چه اهدافی و از کجا با سلاح گرم (اسلحه کمری) قصد ورود به دانشگاه را داشتهاند؟چه کسانی و به قصد«فتح» چه چیزی به دانشگاه تهران آمده بودند و چگونه به خود اجازه دادند در هتک حرمت آشکار به همه مقدسات مذهبی نماز فتح نمایشی با قبله اشتباه برگزار کنند؟
علاوه بر هتک حرمت دانشگاه و دانشجویان تجاوز به ساحت اساتید نیز قلب هر بیداردلی را آزرده می سازد، حمله به دکتر زهرا رهنورد عضو هیئت علمی دانشگاه تهران باچه هدف و مجوزی صورت میگیرد و چه کسانی آن را سازماندهی میکنند؟
۲-
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران ضمن محکوم کردن چندباره خشونت، ساختار شکنی و هرگونه اقدامات کور و رادیکال، از دانشجویان منتقد که در دو روز گذشته اعتراضات خود را در قالب مدنی پیگیری کردند تشکر کرده و از آنها تقاضا میکند همچنان بر عدم خشونت، عقلانیت و خویشتنداری، حرکت در چارچوبهای قانونی و مسالمت آمیز و پرهیز از ساختارشکنی و شعارهای رادیکال پایفشاری کنند و حتی خشونتورزی و حملات فیزیکی متحجران را بزرگمنشانه و در چارچوب اجتناب همیشگی از هرگونه خشونت پاسخ دهند تا عظمت خویش را در برابر حقارت آنان اثبات کنند و تداوم فعالیت خود را در چارچوب همین عقلانیت تضمین نمایند. اقدام دیروز دانشجویان در ترک سر در دانشکده فنی، پس از حمله فیزیکی به آنها، اقدامی قابل ستایش از سوی دانشجویان بود که همواره باید ادامه یابد.
۳-
متاسفانه فضای دروغ پراکنی و تهمتزنی شکل گرفته در رسانهها و سایتها و خبرگزاریهای منتسب به جریانات خاص، طی چند ماه گذشته و بالاخص چند روزگذشته، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران را آماج حملات چندباره ناجوانمردانه خود نموده است. این حملات قبل از هرچیز نشاندهنده بالندگی، اثرگذاری و قدرت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران دارد که بر مبنای آرمانهای اسلام ناب شکل یافته و بال گسترده است. «أَلَمْ تَرَ کَیْفَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِی السَّمَاء»(آیا ندانستى که خدا چگونه مثلى زده است؟ کلمه پاک [که اعتقاد واقعى به توحید است] مانند درخت پاک است، ریشهاش استوار و پابرجا و شاخهاش در آسمان است) (سوره ابراهیم-آیه ۲۴))
انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران ضمن اعلام برائت چند باره از این اتهامات، با ابراز ناامیدی از شکایت بردن به دستگاه قضا، شکایت را به آستان مقدس حضرت ولی عصر میبرد اطمینان دارد کسانی که اینگونه حیات خودرا در زیر پا گذاشتن اخلاق و انسانیت مییابند و در توهم «جنگ نرم در برابر فرزندان ملت»، «انسانیت» و «مذهب» را به مسلخ «تهمت» و «دروغ» میبرند، پاسخ عملهای خود را خواهند یافت و به حول و قوه الهی در مکر خود گرفتار خواهند آمد
سازم را راست کوک می کنم
اما باز........
دلم، شور می..... زند
و
تو ماهور می..رقصی!!!
آنک سیزدهم آبان، این سبزترین روز سال دوباره از راه میرسد. آیا امروز قابلتصور است که حرکت مردم بر اثر بازداشته شدن همراهی از همراهی خاموش شود؟ اگر اینگونه باشد دستاوردهای چهل و پنج سال تاریخ معاصر خود را از دست دادهایم، و اگر چنین نباشد این نشانهای از ریشههای انقلابی ماست. ما به اتکای این ریشههاست که سبز شدهایم، ریشههایی که اگر از آنها دور شویم به همان چیزی تنزل خواهیم کرد که مخالفان مردم آرزو میکنند. به این خاطر است که جا دارد با هر تلاش افراطی در این جهت برخوردی احتیاطآمیز داشته باشیم.
حرکت ما از واگذار کردن اسلام به جبهه خرافهپرستان و سپردن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان، از ناچیز شمردن میراث و میوه مبارزات یکصدساله مردم ایران و جایگزین کردن آن با تصوراتی گنگ، و از جدایی و بیگانگی نسبت به ریشههای تاریخیاش نفع نمیبرد، و اگر برخی دولتهای بیگانه بر ترویج چنین تمایلاتی اصرار دارند شاید در این کار سودی ملاحظه میکنند. آنها اگر لازم باشد با وجدانی آرام بر سر جنبش امروز ایرانیان پشت میز معامله مینشینند و به همان مقدار آزادی و توسعه سیاسی که در کشورهای همسایه وجود دارد برای ملت ما قناعت میکنند و در این قناعت قابل سرزنش نیستند. این ما هستیم که اگر مصالح خود را به درستی تشخیص ندهیم باید ملامت شویم.
این روزها هر نگاهی که به نگاهی میافتد از پیروزی میپرسد. کی به آن میرسیم؟ چه چیز ما را به آن میرساند؟ کدام قدم و اقدام آن را به پیش میاندازد؟ و چه چیز آن را کمال میبخشد؟ تمامی وجود ما دعا و سوال است و وعده خداوند که فرمود هر آنچه مسئلت کنیم مقداری از آن را اجابت خواهد کرد. و آتاکم من کل ما سالتموه. (و از هرآنچه از او خواستید به شما داد). همین که خواستهای در جامعه متولد میشود دیگر هیچ کس قادر نیست از برآورده شدن آن ممانعت کند و دولتها تنها میتوانند بر مقادیری چون زمان و میزان و شکل تحقق آن تاثیر بگذارند.
آیا ما هم میتوانیم بر این مقادیر اثر داشته باشیم؟ آری. المعروف بقدر المعرفه؛ انسانها به قدری که بصیرت و آگاهی از خود به نمایش میگذارند در خور نیکوییها قرار میگیرند. کما این که در این چند ماه مردم ما بیش از آن که از رنجهای خود گنج به دست آورده باشند از برکات خردمندی خود بهرهمند شدهاند.
راه سبز ما یک مسیر عقلانی است و این یک بشارت است، زیرا نشان میدهد که ما تا انتها بر سر خواستههای خود مستحکم خواهیم ایستاد. اگر دچار تندروی و رفتارهای افراطی بودیم شک نکنید که با دستانی خالی از نیمۀ راه باز میگشتیم، زیرا افراط راه را برای تفریط باز میکند. اگر برای قبول این حقیقت به مثال نیاز دارید به سیاست خارجی دولتمردان بنگرید. همان وقتی که آنان مناسبات بینالمللی کشور را به اغراض تبلیغاتی آلوده کردند و از خردورزی و متانت کناره گرفتند میشد حدس زد که به زودی مصالح بلندمدت مردم را به هیچ معامله خواهندکرد. شانزده سال پیش از این تهیه سوخت برای تاسیسات هستهای تهران امری بود که نه مسئولان و نه رسانهها انجام آن را یک خبر مهم تلقی نمیکردند. امروز قسمت اعظم محصول فعالیتهای هستهای کشور ،که این همه جاروجنجال به خود دیده و چندین تحریم برای ملت به همراه آورده است، گویا باید برای تامین همین نیاز ساده تحویل کشورهای دیگر شود، شاید بعدها لطف کنند و اندکی سوخت در اختیار ما بگذارند. آیا این یک پیروزی است؟ یا یک تقلب آشکار، که چنین تسلیمی فتحالمبین نامیده شود؟
دولتمردان نه مشکلات جهان را حل کردند و نه بر حقوق تردیدناپذیر ملت خود تاکید نمودند، که با گشادهدستی از این حقوق عقب نشستند. آنها نشان دادند که حتی در تسلیم شدن و کرنش کردن افراطگرند. حتی اگر با تلاش دلسوزان از واگذاری دستاوردهای کشور در زمینه انرژی صلحآمیز هستهای جلوگیری شود از عواقب افراط و تفریطهای دولتمردان ایمن نشدهایم، زیرا رفتارهای آنان زمینه را برای اجماع بین المللی جهت اعمال تحریمها و فشارهای بیشتر به ملت ما فراهم کرده است.
چیزی که ما میتوانیم از این ماجرا بیاموزیم آن است که خود دچار افراط نشویم. دیر یا زود – بلکه به امید خدا بسیار زود – مخالفان مردم صحنه را ترک میکنند. آیا آن روز باید کشوری تخریب شده برای ملت باقی بماند؟ آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلیاش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند. ساختن فردا را باید از امروز آغاز کنیم. باید برای فردا چنان مهیا باشیم که اگر همین فردا از راه رسید یکه نخوریم. باید هریک از ما مردم نه فقط نقش پیشوایی که مسئولیت آن را نیز بر عهده خود احساس کنیم.
تاکید بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک راهبرد کلیدی برای ساختن فرداست. با چنین راهبردی ما در تاریکی قدم نمیگذاریم و میراثهای به جا مانده از مبارزات نسلهای پیشین را به هیچ تقلیل نمیدهیم. و هر آنچه از آرمانها و خواستههایمان که جا بماند با زندگیهای خود آن را به دست میآوریم، زیرا ساختار ظاهری هرگز تمام آن چیزی، بلکه قسمت اصلی آن چیزی نیست که در جامعه واقعیت دارد. بخش اصلی این واقعیت زندگیهای ماست. دستگاه ظاهری میتواند فرزندان انقلاب را همچون تبهکاران دستگیر کند و لباسهای تحقیرآمیز بر قامتشان بپوشاند و مردم میتوانند با نگاهشان از آنان قهرمان بسازند و به آنان افتخار کنند. در این رودررویی کدامیک برندهاند؟ دستگاه ظاهری میتواند آنان را در دادگاههای نمایشی محکوم کند و نگاه مردم میتواند آنان را در پیشگاه وجدان خویش حاکم بداند. به راستی کدامیک از این دو در واقعیت جامعه حکومت میکنند؟ دستگاه ظاهری با برخوردهای توهینآمیز خود خانوادههای آنان را سرافکنده و خوارشده میخواهد و نگاههای مردم آنان را در عین تلخکامیهایی که میچشند سربلند میبیند. کدامیک از این دو نگاه بر احساس این خانوادهها چیره است؟ دقت کنید که تنها در نگاه مردم این همه قدرت وجود دارد و تا اینجای کار هنوز حرفی از دیگر تواناییهای آنان نگفتهایم. دستگاه ظاهری میتواند برای این خانوادهها تنهایی و عسرت تدارک ببیند و مردم میتوانند آنان را در آغوش بگیرد؟ به راستی کدامیک از این دو بر کار خود غالبند؟ دستگاه ظاهری میتواند دانشجویان غریب را به جرم ابراز عقیده از خوابگاه محروم کند و معیشت آنان را در تنگنا قرار دهد و شبکههای اجتماعی میتوانند با حمایتهای خود از آنان پشتیبانی کنند. تاثیر اقدام کدامیک از آنها بیشتر است؟ به راستی کدامیک از آنها قدرتمندتر است؟ بلکه اساسا تقابلی میان این دو وجود ندارد؛ یکی هست و دیگری نیست، زیرا این زندگیهای ماست که به هر امری در نظم ظاهری جامعه معنا میبخشد. ما در چند ماه گذشته نه با شکستن این نظم، که با تغییر معنا دادن به آن از راه زندگیهایمان صحنه جامعه را تغییر دادیم. ما چه نیازی به شکستن این نظم داریم در حالی که در هر شرایطی این ما هستیم که با زندگیهای خود به آن جهت میدهیم.
بعد از این نیز راه ما این است. در شرایطی که اصول متعدد قانون اساسی بتوانند بیمحابا معطل بمانند حقیقت آن است که فرقی میان قانون خوب و بد وجود ندارد. ساختار سیاسی کشور اگر بهترین نظم ممکن باشد به چه کار میآید اگر زندگیهای ما به آن اعتبار نبخشد، یعنی معنی برایش تدارک نبیند، آن را تنفیذ نکند و اجرای بدون تنازل آن را مطالبه ننماید؟ به همین ترتیب اگر این ساختار واجد اشتباهات و عقب افتادگیهای واضح بود ما تنها در صورتی میتوانستیم آن را اصلاح کنیم که نخست معنای آن را اصلاح میکردیم و این کار را با زندگیهای خود انجام میدادیم.
البته بسیارند ملتهایی که این توانایی خود را به جا نمیآورند و ترجیح میدهند قدرت را به قدرتمندان وابگذارند. آنها در جامعه خود پیشوا نیستند، ولی مردم ما هستند.
سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما، مردم رهبرانند. این روز عزیز را به ملت ایران تبریک میگویم و برای گروهی از آفرینندگان این مناسبت که اینک در بندند و دیگر اسیران نهضت سبز از خداوند آزادی، شکیبایی و پاداشی متناسب با نیتهای بلندشان آرزو میکنم.
میرحسین موسوی
این وبلاگ شاید روزی بی آغازد!!