"با مفهوم سازي بايد جنگيد، چون چيزي است كه واقعيت دارد. ".jpg)
(مالارمه)
با شكست نظامِ"تقابلهاي دو تايي"، راه براي خودنمايي گسترده نامتعين معاني در نمايش"پينوكيو" باز ميشود. به تعبيري رهايي از بند حتميتِ معنايي و تلاش براي بن فكني در ساحت ساختارهاي محتوم متني و اجرايي، به نحوي كه نوعي گريز از مركز را در ساحت معنا به نمايش بگذارد، عمدهترين دستاورد نمايش"پينوكيو" به شمار ميرود. در اين رويكرد، به هم ريختن تقابلهاي دو تايي، موجد تكثر معاني و موجب شكست كامل نظام"تك معنايي" ميشود و طرفه آن كه در اين راستا، انتخاب"پينوكيو" به عنوان شخصيت محوري نمايش و نحوه مواجهه او با ديگر شخصيتها در طول سفر، مهمترين نقش را در جهت دستيابي به مقصود"گريز از مركز "و عدم قطعيت معاني و فروپاشي باورهاي رايج تماشاگر ايفا ميكند.
مفهوم تقابلهاي دو تايي، ناظر بر زوجهاي معنايي متقابلي است كه غالباً در يك رابطه سلبي و ايجابي با يكديگر قرار دارند و از اين رو گسترهاي از مفاهيم تعيين شدهاي را كه معيار و ملاك شناخت انسان محسوب ميشوند، در برميگيرد.
اشكان غفارعدلي
+
نوشته شده در شنبه
1386/05/20ساعت 17:36 توسط موسی زاده
|