گوشه پارچهاي برفي رنگ
شاخهها سبز شدند
روي هر شاخه گلي ميرويد
مادرم مثل بهار
گوشه پارچه گل ميسازد
غنچه ميروياند
و نخ گلدوزي
شيره خام گياهي است كه در ساقه گلها جاري است
خواهرم توي حياط
دوست دارد كه گل از شاخه بچيند، اما گنجشكي روي
درخت
خواب گل ميبيند
ذهن گنجشك پر از عطر گل است
روي ديوار حياط
گربهاي آمد و گل پرپر شد
مادرم مثل بهار
گوشه پارچه گل ميسازد
نخ گلدوزي او كوتاه است
مادرم ميترسد
غنچهها وا نشوند!